اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات اتاق تنهایی من

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 24 مرداد ماه سال 1389
WOW


اول این موزیک رو دانلود کنید بد نیست که وقتی دارید عکس ها رو نگاه می کنید گوش کنید و حال هوای بازی  World of War Craft رو که واقعا دارم ازش لذت می برم رو بیشتر حس کنید، چون لذت می برم گفتم شریک بشم.


وسط نوشت: انگار عکس ها سنگینه اما شب بگذارید تا صبح ممکنه باز بشن  

سایز عکس ها رو کوچیک کردم امیدوام دیگه باز بشه 

 

 

  

 

    

 

 

  

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توضیح اینکه این بازی واقعا یه دنیاست ولی حیف که مجازیست وگرنه حاظر بودم برای همیشه توش زندگی کنم البته فعلا دارم همین کار رو می کنم ولی دارم به این فکر می کنم اگه یه روز از این دنیای مثلا واقعی پاک بشم دیگه توی این دنیای مجازی هم نمی تونم زندگی کنم. 

 

باز به این فکر کردم که بشر چه چیزهایی رو به فکر خودش می سازه و با بی فکری هم می تونه خیلی چیزها رو خراب کنه 

 

به این فکر می کردم که یه سری دلایل توی دینی می آوردند برامون که وجودش رو اثبات کنند ولی هر روز که گذشت این دلیل برای من بی منطق تر شد با هر اتفاقی که توی زندگی برام می افتاد حتی فکر وجودش بیشتر آزارم می داد تا اینکه خودم پاکش کردم دیدم چقدر راحت تر شدم. فقط یه اسم بی معنی ازش مونده اونم  چون زیاد می شنوم و ترجیح می دم نشنوم.

 

به دنبال راه حل های زمینی گشتم برای حل مشکلات زمینی، یا حل کردم یا نکردم ولی آخرش به خودم ربط پیدا می کرد یا موجودات زمینی دور و برم. 

 

این رو گفتم بگم این که فقط یه چیز سازنده ای داشته باشه دلیل  اثبات وجودش نیست چون معمولا یه تعمیر کاری هم باید باشه که ایراد هاش رو رفع کنه.  

 

اگه چیزی ایراد داشته باشه نمی تونه کار اون باشه که می گن چون می گن خودش بی عیب و ایراده و چیزهایی رو که می سازه هم  باید بی عیب باشه اما نیست.  

اما از اونجایی که بشر پر از عیب و ایراده هر چیزی چه واقعی، چه مجازی و چه خیالی که بسازه پر از ایراده.

خلاصه بگم این دنیای مجازی که من دارم توش بازی یا بهتر بگم زندگی می کنم دنیایی هست که ایراد داره ولی هر سه شنبه از از شش صبح آدمهای سازنده اش ایراداش رو رفع می کنند و سعی می کنند هر روز بهترش کنن نه خراب تر ...  

توی این دنیایی که مجازیه ولی من دارم توش زندگی می کنم اگه آدمهاش توی هر مرحله ای باشن و بمیرن بازم می تونن به جسمشون بر گردن و ادامه بدن و هیچ وقت تموم نشن همه آدمهاش ارزشمندن و هر کس راه خودش رو می ره اما توی گروه حقوق هم رو رعایت می کنند 

هر کدوم مون یه معایبی داریم یه مزیت هایی، دشمن هم فرضی نیست واقعیه و تو می دونی که هر لحظه از پشت خنجر بخوری اما نمی ترسی چون هیچ وقت تموم نمی شی بنابراین دست به دامن سازنده بازی نمی شی که بیا منو نجات بده، خودتی و خودت و دوستات بر می گردی و دوباره راهت رو پیدا می کنی و ادامه می دی.

دلم می خواست سفرنامه هام رو بنویسم ولی هر کدومش یه داستان طولانیه برای همین فکر می کنم هر کی دلش می خواد سفر کنه بهتره خودش این بازی رو شروع کنه تا متوجه شه من چی می گم... 

 

بعد از مدتها دارم از یه چیزی واقعا لذت می برم از برادرم ممنونم که منو گرفتار این بازی کرد 

هر کسی گرفتار یه چیزی هست منم گرفتار این بازی شدم مهم اینه که از اون چیزهایی که بهشون گرفتار می شیم لذت ببریم نه عذاب بکشیم چون دیگه فرصت برگشتن نداریم. 

هر چیز هم که عذابمون می ده یا درستش کنیم با راه حل های زمینی اگه نه فراموش کنیم. تا برای همیشه پاک شه و عذاب نده...

  

 

 

 

...

 

 

 

 

سه شنبه 5 مرداد ماه سال 1389
جنگ


به نظرم زندگی کردن یعنی جنگیدن برای همه چیز اما من با زندگی می جنگم یا بهتر بگم برای هیچ چیز نمی جنگم...



دارم بازی می کنم همچنان توی بازی می جنگم چون واقعیت نیست

یه بازی، تازه شروع کردم اسمش  World of Warcraft فعلا ده روزه است پنج روزش هم گذشته. 

یه شخصیت ساختم که اسمش Acantha هست که در یونان باستان به معنی خار است البته اگه طبق معمول فیلتر نباشه می تونید توی این لینک پیشرفت منو دنبال کنید

چهارشنبه 26 خرداد ماه سال 1389
ندارم

من آن بی ستاره ام که در شب های تار، کورسویی را جستجو می کردم.


من آن بی آرزویم که در روز های تاریکم، ذره ای امید تمنا می کردم.


من آن دردمندم که در ناخوشی هایم، کمی مرحم طلب می کردم.


من آن پر سوالم که حتی یک جواب پیدا نکردم.


من آن خسته ام که لحظه آخر را برای خواب همیشگی می خواهم  نه زندگی جاودان.


من همانم که شوری برای آنچه تو نامش را زندگی نهادی، ندارم.

پنجشنبه 19 فروردین ماه سال 1389
ابرها آمدند




امروز ابرها را می دیدم که چگونه آسمان را در بر می گیرند پیش بینی اش سخت نبود که سقف آسمان سوراخ شود و آب همه جا را بگیرد. چون هر روز که می گذرد هیچ چیز تازه ای نیست پیش بینی ها آسان تر می شود چگونه بگویم تکرار است تکرار مکررات است...


من رفتم به جای همه، به حال همه مان در زیر این باران گریه کنم تا کسی نبیند.

پنجشنبه 27 اسفند ماه سال 1388
Farm Ville

 

بلاخره یه چیزی رو تموم کردم ...

این فارم منه٬ ببخشید مزرعه منه٬ تموم شد رسیدم به آخرش...



یکشنبه 23 اسفند ماه سال 1388
جینگه جان



پنجشنبه 20 اسفند ماه سال 1388
آن طرف



مهم نیست آن طرف خبری باشد یا نه ، مهم این است که این طرف خبری نبود.


پس نوشت این هم یه موزیکه که کسانی که فیس بوک دارند می تونن بشنون


به نظرم تصاویرش هم  میاد به موزیکش


نکته: موزیک فیلم Requiem for a Dream

برای اونهایی که فیس بوک ندارن،یا شنیدید یا نه زیاد هم مهم نیست فقط لینک دادم که لینک داده باشم.



پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388
گذشته ، حال ، آینده...


گذشته چه هست! آنجا که خاطراتم در آن مدفون است، آنجا که آرزوهایم در زیر غباری از فراموشی مانده است. همانجا که از آن فقط کوله باری از غم را با خود به دوش می کشم تا به حال.


حال چیست!  همان زمانی که می گذارنم بدون اینکه بدانم چگونه می گذارنم همان حال که دیگر نیست.


آینده چه بود! همان دروغ بزرگی که در گذشته وعده دادند و حال به انتظار رسیدنش نشستم اما هرگز از راه نخواهد رسید.


اما بلاخره لحظه ای  می آید  و این طومار را در هم خواهد پیچید...


حالا همه با هم بگید مبارکه... که من مدتهاست فقط نفس می کشم اما زنده نیستم، مدتهاست زمان برایم بی معنی و زندگی برایم مبهم و گنگ و توخالیست.



اینم می دونم فیلتره و با سرعت پایین نمیشه دید ولی دیگه حالا باشه ... 


زندگی سگی ما (شاهین نجفی)


پنجشنبه 6 اسفند ماه سال 1388
آهنگ
پنجشنبه 22 بهمن ماه سال 1388
چشم من


منتظر آزادی ایرانم از چنگال اهریمن صفتان

سه شنبه 6 بهمن ماه سال 1388
دلم گرفت

 

 آنها که برای ذره ای آزادی برای همیشه کوچ کردند، فرزندان آن دیار بودند جایشان خالی اما یادشان باقیست.

متاسفم.



پس نوشت: این کلیپ مربوط به امیر جوادی فر است که برای اعتراض به تقلب در انتخابات، جان با ارزشش را از او گرفتند.

این پس نوشت رو برای این نوشتم چون نمی تونید کلیپ رو ببنید چون فیلتره چون سرعت اینترنت تون پایینه 

اما مهم نیست چون همه تون خوب می دونید چی می گذره

دوشنبه 28 دی ماه سال 1388
آن روز که عنکبوت آمد...

 

دوشنبه 21 دی ماه سال 1388
کو گوش شنوا!

خیلی ها می گویند خیلی خوب هم می گویند جایی برای صحبت های اضافی من نیست. متاسفانه از من هم کاری برای فیلتر بودن همه چیز در ایران بر نمیاد. این را هم گفتم چون می دونم خیلی ها تون می نویسید لینک باز نشد برای همین متن رو پایینش  نوشتم.


گروه کیوسک 

آلبوم باغ وحش جهانی 



آقا! نیگه دار من همین جا پیاده می شم...


پشت خط قرمز
زیر خط فقر
سر یه دو راهی گیر کردم
یه ور جنگ و قحطی یه ور بدبختی
نه میتونم برم نه برگردم
دهقان فداکار در به در و بیکار
نگفتی علم بهتر بود یا ثروت
علم بنده ی پوله 
پول تو دست زوره
دنیا با پول و زور می گرده
آقا نگه دار نگه دار
آقا نگه دار من همین جا پیاده میشم 
داداش نگه دار نگه دار 
من همین جا پیاده میشم


ناطق پیش از دستور
سخن ران پر شور
ناجی وضع اقتصادی
مشکلات ما اینه
تبرج و چکمه
طرح امنیت اجتماعی
فساد توی ده 
فحشا توی شهر
فساد مالی و اداری
صحبت از فساد شد حرف از فحشاست
آقای رییس از عمت خبر نداری
آقا نگه دار نگه دار
آقا نگه دار من همین جا پیاده میشم 
داداش نگه دار نگه دار 
بیشتر از این مزاحم نمیشم


مافیای فوتبال
مافیای نفتی
مافیای موسیقی و شکر
یه لطفی به ما کن خفه شدیم رفت
این رایحه خوش خدمتت رو بگیر اون ور تر
مشارکت مدنی شد تنبیه بدنی
فکر کردیم وضع بهتر میشه ولی اشتباه کردم
سازندگی رو خریدن و عدالت رو فروختن
آخرش اصلاحات رو اصلاح کردن
آقا نگه دار نگه دار
آقا نگه دار من همین جا پیاده میشم
داداش نگه دار نگه دار 
من همی جا پیاده میشم
آقا نگه دار نگه دار
آقا نگه دار من همین جا پیاده میشم
داداش نگه دار نگه دار 
بیشتر از این مزاحم شما نمیشم

..............


من همین جا پیاده شدم.


پس نوشت:

این هم موزیک مورد علاقه منه یارُم بیا

این هم لینک کلیپ زیباش توی youtube


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>
Free counter and web stats